<p /><p><br /><strong>گزيده‏اي از منشآت ميرزا محمدمهديخان استرآبادي، منشي‏الممالك نادرشاه افشار، به كوشش نصرالله بيات، تهران، وزارت امور خارجه، 1383. 216 صفحه. قطع وزيري، مبلغ 1800 تومان.</strong></p><p><br />ميرزامحمدمهدي استرآبادي منشي‏الممالك نادرشاه افشار و مؤلف آثاري چون درة نادره و تاريخ جهان‏گشاي نادري است. آثار قلمي استرآبادي از همان ابتدا سخت مورد توجه منشيان و كاتبان و ديوانيان قرار گرفته و در كنار آثار ديگري چون منشآت قائم مقام و ميرزا احمد گروسي و … در قالب كتبي چون مخزن‏الانشا و ترسل به كتاب درسي تبديل شد و نسخه‏هاي فراواني از آن به صورت خطي و چاپ سنگي دست به دست گشته و مورد تقليد ديوانيان و محضرداران قرار گرفت. </p><p>مصحح محترم در مقدمه آورده‏اند « آنچه تاكنون از منشآت وي به جاي مانده يا چاپ شده، به صورتي مغلوط و نارسا و ناقص است» (ص5) و لابد تلاش كرده‏اند نسخه‏اي منقح از اين اثر ارائه دهند اما با وجود چندين نسخة خطي و چاپ سنگي از اين اثر و از جملة نسخة مستقلي از منشآت استرآبادي به نام «انشاء الدرر» (چاپ سنگي 1324ق) كه مي‏توانست اين اثر را به تصحيحي علمي و روشمند مبدل سازد، حتي اشاره‏اي به نسخة اساس تصحيح حاضر نشده و تنها با توجه به اشاره‏اي كه در مقدمه به چاپ سنگي مخزن الانشاء (دارالطباعة آقاسيدمهدي، 1316ق) شده است، مي‏توان دريافت كه ظاهرا همان نسخه (كه به خوش‏خط‏بودن آن نيز اذعان شده) مبناي چاپ حاضر قرار گرفته است. تصحيح و يا كوشش حاضر تنها منحصر به رونويس و يا تايپ مستقيم از نسخة چاپ سنگي و افزودن مواردي است كه بنا به اذعان مصحح در پيش گفتار: « ويراستار تواناي اين كتاب، آقاي سيد احسان موسوي خلخالي، جملات عربي، از جمله آيات و احاديث را تفكيك و ترجمه كرده‏اند و معاني پاره‏اي از كلمات و تعبيرات دشوار متن را يافته‏اند و مواردي را كه معناي درستي براي آنها نمي‏توان يافت، با نشانة پرسش مشخص كرده‏اند.» <br />گزيده‏اي از منشآت ميرزا محمدمهديخان استرآبادي، منشي‏الممالك نادرشاه افشار، به كوشش نصرالله بيات، تهران، وزارت امور خارجه، 1383. 216 صفحه. قطع وزيري، مبلغ 1800 تومان.</p><p><br />ميرزامحمدمهدي استرآبادي منشي‏الممالك نادرشاه افشار و مؤلف آثاري چون درة نادره و تاريخ جهان‏گشاي نادري است. آثار قلمي استرآبادي از همان ابتدا سخت مورد توجه منشيان و كاتبان و ديوانيان قرار گرفته و در كنار آثار ديگري چون منشآت قائم مقام و ميرزا احمد گروسي و … در قالب كتبي چون مخزن‏الانشا و ترسل به كتاب درسي تبديل شد و نسخه‏هاي فراواني از آن به صورت خطي و چاپ سنگي دست به دست گشته و مورد تقليد ديوانيان و محضرداران قرار گرفت. </p><p>مصحح محترم در مقدمه آورده‏اند « آنچه تاكنون از منشآت وي به جاي مانده يا چاپ شده، به صورتي مغلوط و نارسا و ناقص است» (ص5) و لابد تلاش كرده‏اند نسخه‏اي منقح از اين اثر ارائه دهند اما با وجود چندين نسخة خطي و چاپ سنگي از اين اثر و از جملة نسخة مستقلي از منشآت استرآبادي به نام «انشاء الدرر» (چاپ سنگي 1324ق) كه مي‏توانست اين اثر را به تصحيحي علمي و روشمند مبدل سازد، حتي اشاره‏اي به نسخة اساس تصحيح حاضر نشده و تنها با توجه به اشاره‏اي كه در مقدمه به چاپ سنگي مخزن الانشاء (دارالطباعة آقاسيدمهدي، 1316ق) شده است، مي‏توان دريافت كه ظاهرا همان نسخه (كه به خوش‏خط‏بودن آن نيز اذعان شده) مبناي چاپ حاضر قرار گرفته است. تصحيح و يا كوشش حاضر تنها منحصر به رونويس و يا تايپ مستقيم از نسخة چاپ سنگي و افزودن مواردي است كه بنا به اذعان مصحح در پيش گفتار: « ويراستار تواناي اين كتاب، آقاي سيد احسان موسوي خلخالي، جملات عربي، از جمله آيات و احاديث را تفكيك و ترجمه كرده‏اند و معاني پاره‏اي از كلمات و تعبيرات دشوار متن را يافته‏اند و مواردي را كه معناي درستي براي آنها نمي‏توان يافت، با نشانة پرسش مشخص كرده‏اند.» <br />بگذريم از اين‏كه در اثر چاپ شده، هيچ آيه و حديثي ترجمه نشده، و احاديث و جملات عربي هم از هم تفكيك نشده‏اند، اما اين سؤال اساسي پيش مي‏آيد كه نقش مصحح محترم در اين اثر، غير از مقدمه‏اي در شش صفحه و دو صفحه تكرار مطالب مقدمه در پايان كتاب با عنوان «پايان سخن» چيست؟ مقدمه‏اي انشايي كه تنها با استفاده از سه منبع نگارش يافته. اطلاعات ارائه‏شده در مقدمه بسيار ناقص و غير مستدل است. براي مثال براي تعيين سن ميرزا آورده‏اند: « از كمال و انسجام و پختگي نثر منشآت وي چنين بر مي‏آيد كه ميرزا در روزگار به‏قدرت رسيدن نادر به سال 1140ق حدود 50 سال داشته است.» مصحح محترم براي ارائة اطلاعاتي منسجم حتي زحمت رؤيت مدخل استرآبادي در دايره‏المعارف بزرگ اسلامي را هم كه سالها پيش منتشر شده را به خود نداده‏اند. </p><p>ويرايش كتاب،  بديهي است اگر هدف از انتشار متنهايي متكلف و مصنوع، آن هم از مؤلف درة ناده، استفادة عموم پژوهندگان و دانشجويان باشد، استفاده از علائم ويرايشي و پاراگراف‏بندي متن و دقت در فاصلة ميان حروف و كلمات از واجبات امر است. اما جالب آنجاست كه امساك بسياري براي استفاده از نقطه و ويرگول صورت گرفته است. براي نمونه در دو صفحة ديباچة كتاب كه هر سطر آن نيازمند چندين علامت ويرايشي است،  تنها از 4 ويرگول و يك نقطه استفاده شده است. و اين لابد بدان معناست كه تمام ديباچه يك جمله بيش نبوده است.<br />پاراگراف‏بندي يك متن كهن نيز، از اولين نشانه‏هاي درست‏فهميدن و درست فهماندن متن است. در 200 صفحة متن كتاب، (غير از مواردي كه ابياتي در متن آمده و خودبه‏خود باعث تفكيك متن مي‏شود) تنها در 22 مورد، توسط مصحح و يا ويراستار، پاراگرافي ايجاد شده است. يعني تقريبا هر 10 صفحه يك پاراگراف. اما جالبتر آن است كه از اين 21 مورد، دست كم در 12 مورد بندهاي ايجادشده  به غلط انجام شده،(صفحات 24،61، 66، 82، 83، 91، 93، 97، 127، 137، 176،) و به دليل فهم نادرست متن، وسط جمله بريده شده و ادامة مطلب در ابتداي بند بعد آورده شده است. بي‏توجهي به معناي متن باعث ايجاد خطاهاي ديگر نيز شده است از جمله تكرار شدن متن ديباچه در وسط صفحة 20 كتاب و خلط با ديباچة دوم. و يا يكي شدن و چسبيدن  وقف‏نامة صحيفة سجاديه  به وقف‏نامة قرآن(سطر 7ص98). </p><p>در پي هم آوردن اشعار مختلف الوزن و القافيه در اين‏گونه نوشته‏ها بسيار عادي و معمول است. اما ظاهرا ناآشنايي دست‏اندركاران محترم با قافيه و اوزان عروضي باعث شده است تا در اكثر مواردي كه دو يا چند بيت شعر با وزن و قافية متفاوت در متن ذكر شده است، همة اشعار، پشت سر هم، بدون علامت فاصل و به صورت يك شعر تايپ شود.(نك: ص35، 37، 50، 68، 139، 141، 142، 157، 177، 196،  ) در مواردي نيز شعرهاي ذكر شده در ميان جملات متن، تشخيص داده نشده‏اند.( نك:ص 42/1، 117/5، 121/9، 130/2، 157/7، 174/6، 197/10)</p><p><br />نمايه‏ها، مسلما براي چنين متوني، داشتن فهرستهاي چندگانة واژگان، اصطلاحات و تركيبات، اشعار، آيات، احاديث، جملات عربي، كتب و  ... از ضروريات كار تصحيح است. اما از اين ميانه تنها نمايه‏اي مشترك از اسامي كسان و جايها آمده است كه متأسفانه بسيار سرسري تهيه شده و بسياري از اسامي اشخاص و اماكن متن را دربر نمي‏گيرد. براي مثال نامهاي: نعمان بن منذر، باباصادق(ص136)، ياقوت و يوسف(ص163)، بلدة ساري و علي‏آباد(ص167)، ميرزامحمدهادي(ص175)، يعقوب، يونس، ايوب(ص179)، قوام‏الدين محمد(ص183)، سنايي غزنوي(ص185)، بارفروش و فرح‏آباد و اشرف و آمل و ساري و مشهدسر و نور(ص193) و ... در فهرست نيامده‏اند. بديهي است نياوردن فهرست اعلام كه در كار انتشار كتاب در دنياي امروز، گناهي نابخشودني است از آوردن فهرستهاي نادرست بسي بهتر است. چرا كه دست كم مراجعه كننده را از نبودن نام مورد نظر در متن كتاب مطمئن نمي‏كند.</p><p>براي كوتاه شدن اين نوشته برخي از مطالب فهرست‏وار آورده مي‏شود: <br />1. براي گزيده بودن منشآت كه بر روي جلد ذكر شده هيچ توضيحي نياوده است.<br />2. براي برخي موارد روشن علامت سؤال گذاشته شده است. و براي برخي كلمات توضيح غلط ذكر شده است.<br />3. اگر چه ظاهرا براي نشان دادن نام سوره و شمارة آيه تلاشي از سوي ويراستار محترم صورت گرفته است، اما در موارد بسيار نيز آيات تشخيص داده نشده‏اند. (مثلا 5 آيه در ص 48 )<br />4. تشديدها در اكثر موارد نابه جا گذارده شده‏اند.</p><p> <br />چند نمونه از اغلاط غير تايپي متن: (علامت‏هاي سؤال از مصحح و ويراستار محترم است)<br /> <br />كردن خوبان      گردن خوبان 15/ 4 و 20/27<br />رقم رسد          رقم زنند 15/8  <br />عناول؟              عنادل 19/21<br />پرساخته؟          برساخته 21/10<br />بنالت               نبالت 23/12<br />تحف و تحيات       تحف تحيات 23/7<br />بهاداران            بهادران 24/ 13<br />جبهة سالي؟      جبهه‏سايي 24/ 17<br />خيريّت افتران    خيريّت‏اقتران 24/ 16<br />نقاده؟               نقاوه در همة موارد<br />سدسنيّه؟        سدة سنيّه 32/ 5<br />صدق اتمامي        صدق‏انتماي 41/ 3<br />هژير نظير         هژبرنظير 44/ 18<br />اقتضار؟                اقتضاء 46/ 21<br />خلاقت‏نشان       خلافت‏نشان 55/ 11<br />ما؟ صدق           ماصدق 54/ 16<br />تزويج به هيچ؟      تزويج بهيج 63/ 7<br />سنيّه              سينه 63/ 13<br />كشاد              گشاد 64/ 4<br />فخاوي؟             فحاوي 67/ 7<br />اسوة حبشي  اسرة حبشي 68/ 12<br />اجلات           الجلالت 70/ 3<br />ياردين؟              تاردين 83/ 6<br />تييّه؟                 تيته 89/ 5<br />صخرة صمّانتا؟ صخرة صمّا نتابد                  91/ 24<br />نجدي           به حدّي 93/ 17<br />از ناز برنالي؟ خفته//از ناز بر نالي خفته 94/ 13<br />شكوفه از فرط شگفتگي؟// شكوفه از فرط شكفتگي 94/ 11<br />از اوج نواهر؟ بي‏نوايي// از اوج نوا هر بي‏نوايي 95/ 12<br />انجيل ما تبخيل؟ // انجيل با تبجيل 98/ 16<br />برودوش؟         بر و دوش 101/ 9<br />ذهنيّه              ذهبيه 104/ 18<br />هدايت الاته؟     هدايت الامّه 107/ 8<br />يلامسا؟ همّت   بلامساهمت 110/ 3<br />در وقت حصاد علمها؟//در وقت حصاد عملها 111/ 7<br />وقف صلح شرعي// وقف صحيح شرعي 111/ 8<br />قرار مزبور         قراء مزبور 111/ 8<br />ربع                  ريع 111/ 8<br />آية دافي؟ هدايته//آية وافي‏هداية 114/ 13<br />سوانيت؟          سوء نيت 114/ 24<br />كلپره              كاپتره 115/ 9<br />لغت‏نامه         لعنت‏نامه 115/ 23<br />رنج و غبا؟         رنج و عنا 118/ 13<br />اغصان و اقبان  اغصان و افنان 118/ 14<br />به اقوام و مستقيم باد باقوام و مستقيم باد 130/ 8<br />سور؟ ادب است سوء ادب است 131/ 21<br />لوازم تبخيل؟      لوازم تبجيل 135/ 2<br />من التعّيت ؟ و التوبيخ من التعنّت و التّوبيخ 144/ 2<br />نهايت تعزيه نهايت تغريه 150/ 7<br />مرحمت سيّم؟ مرحمت‏شيم 151/ 1<br />صدف نيوش       صدق‏نيوش 151/ 6 <br />كلّ آلوده           گل‏آلوده 152/ 19<br />كومشو؟         گو مشو! 161/ 15<br />نوش و كنار ساقي// بوس و كنار ساقي 166/ 9<br />خلّت ختانه       خلّت‏ختامه 167/ 6<br />انهب؟               ابهت 171/ 6<br />فخامت و منالت// فخامت و نبالت 172/ 3<br />نفير و قطمير   نقير و قطمير 184/ 14<br />كيس و شارب  گيس و شارب 194/ 12<br />بيرم؟ وصال‏وارم جمال// به بزم وصال و ارم جمال 197/ 15<br />عنايات بي‏فايات؟ عنايات بي‏غايات 200/ 12<br />بنت الشرف     بيت الشرف ؟؟؟<br /></p>
يكشنبه ۱ مرداد ۱۳۸۵ ساعت ۱۵:۱۲
نظرات



نمایش ایمیل به مخاطبین





نمایش نظر در سایت