| bonchaq.kateban.com , Emadoddin Sheykh ol-Hokamayi articles on Islamic documents and manuscripts. | |||
|
|||
|
|
|
اعتقاد به نحوست تربيع و تاثير آن بر آثار هنري را در وبلاگ زير ببينيد! http://kazerounieh-1.blogfa.com/post-43.aspx
ارسال شده توسط عمادالدین شیخ الحکمایی در تاريخ دوشنبه 14 اسفند 1385 ساعت 8:25 قبلازظهر (نظر بدهید)
نقدي بر كتاب: زهرا علي زاده بيرجندي، ابوالفضل مكرميفر، سيده كلثوم كاظمي، محمدرضا سروش، نگرشي بر مهرنامههاي عصر قاجاريه در بيرجند، تهران، سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري، 1385. قطع وزيري، 464 ص. جلد نرم، 6000 تومان. در ميان اسناد كهن، فرامين حكومتي، به دلايل بسيار بيش از ديگر انواع سند مورد توجه محققان قرار گرفته است. پس از آن و در حوزه اسناد غير ديواني، عقدنامهها (مهرنامه، نکاح نامه يا قباله ازدواج) به ويژه به دليل خط و گرافيك و صفحهآرايي و تزيينات چشمنوازشان مورد توجه بوده و مجموعهداران به گردآوري اين نوع سند علاقه بيشتري نشان دادهاند. بي شك مهرنامهها نيز چون ديگر اسناد قضايي داراي اهميت بسيار براي مطالعات تاريخ اجتماعي و اقتصادي و بهويژه، مطالعات مربوط به زنان تواند بود. اولين نمايشگاه تخصصي قبالههاي ازدواج را موزه نگارستان در سال 1353ش برگزار كرد و همزمان كاتالوگي رنگي از تصاوير و شناسنامه اين اسناد با مقدمه ليلا سودآور و جمشيد بهنام منتشر ساخت. نيز اولين كار جدي در اين زمينه كه بر اساس يكصد مهرنامه برگزيده از سراسر كشور انجام گرفته بود، در چندشماره مجله ارزشمند هنر و مردم منتشر شد.(حسين طيباتي،« سيري در قبالههاي ازدواج، هنر و مردم، 1353. شماره 66-73 و ش142: 54- 60 و ش 143: 85- 89) از آن پس تا كنون نيز چندين مقاله در معرفي عقدنامهها منتشر شده است كه عمدتا به بيان كلياتي در باب اهميت اين اسناد از ديد تاريخ اجتماعي و هنري پرداخته و يا نمونه سندي را معرفي و مورد بررسي قرار دادهاند:
ارسال شده توسط عمادالدین شیخ الحکمایی در تاريخ دوشنبه 11 دي 1385 ساعت 8:42 قبلازظهر (نظر بدهید)
نقدي بر دانشنامه آثار تاريخي فارس كورش كمالي سروستاني، دانشنامه آثار تاريخي فارس، شيراز، مؤسسه فرهنگي پژوهشي فارس با همكاري سازمان ميراث فرهنگي، 1384.(پخش خرداد 1385) 464صفحه، قطع وزيري با كاغذ گلاسه و نيم فرم تصاوير رنگي. قيمت 15 هزار تومان. جايگاه و اهميت فارس تاريخي در فرهنگ و تمدن ايران، مسلما نيازي به توضيح و يادآوري ندارد. در جغرافياي سياسي كنوني هم، فارس از منظر آثار تاريخي و فرهنگي بيشترين، غنيترين و مهمترين آثار را در خود جاي داده است. با اين وصف، ترديدي نيست كه استان فارس نيازمند داشتن دانشنامهاي بزرگ و تخصصي بوده و هست. براي جبران اين نقيصه ظاهرا در اوايل دهه هفتاد همت، جناب آقاي كورش كمالي سروستاني "مؤسسه بنياد دانشنامه فارس" به عنوان موسسهاي غير دولتي با هدف اصلي تأليف و انتشار "دانشنامه بزرگ فارس" تأسيس شد. پس از گذشت بيش از يك دهه، اكنون يك جلد از اين مجموعه با مشخصات يادشده و با كيفيتي مقبول در چاپ و كاغذ و صحافي و البته با قيمت 15 هزار تومان منتشر شده است. اين اثر حدود 550 مدخل در باب آثار تاريخي فارس(و البته برخي مراكز طبيعي) را در بر ميگيرد. در مقدمه كتاب، متاسفانه توضيحي در باره خود بنياد، بانيان، هيأت امنا، اهداف و برنامههاي آتي آن نيامده است؛ حتي در مورد روش كار، ادامه فعاليت و يا الگوي احتمالي اثر حاضر سخني بيان نشده است. اما تصريح شده است كه اين اثر "بخشي از دانشنامه فارس است كه در برگيرنده كليه اطلاعات تاريخ، جغرافيا، هنر، مذهب، ادب ... پيرامون فارس است". پس ظاهرا بايد جلدهاي ديگري از اين مجموعه بزرگ در راه باشد.
ارسال شده توسط عمادالدین شیخ الحکمایی در تاريخ چهارشنبه 1 شهريور 1385 ساعت 1:50 بعدازظهر (نظر بدهید)
نقدی بر کتاب: مهرهايي از جنس عشق: نگاهي گرافيكي به مهرهاي دورة قاجار، محسن احتشامي، تهران، كتاب خورشيد، 1383. قطع: خشتي, شمارگان: 1550، قيمت: 3500 تومان. موضوع مهر از جمله مباحث شيرين و جذابي است كه هم براي اهل تاريخ و نسخ خطي و اسناد موضوع قابل توجه و مهمي است و هم به خاطر وجود جنبههاي گرافيكي و خط و تزيين مهرها توجه اهل هنر را به خود جلب كرده و ميكند. كتاب مهرهايي از جنس عشق: نگاهي گرافيكي به مهرهاي دورة قاجار كتابي خوشچاپ است و با طرح جلد و كاغذ خوشرنگ و قطعي زيبا ارائه شده كه نشان از ذوق مؤلف و ناشر و يا هر دو دارد. كتاب دوزبانه است و تمام مطالب و نوشتهها و متن مهرها به زبان انگليسي هم ترجمه شده است. عنوان شاعرانة كتاب(كه البته معنايي بر بخش اول آن مترتب نيست) نشان ميدهد كه كتاب حاوي نگاهي گرافيكي است، اما مؤلف محترم تلاش كرده است تا در مقدمه، اشاراتي هم به تاريخ مهر بنمايد و حتي بشارت دهد كه كتابي با عنوان « سير تحول مهرهاي ايراني از ابتدا تا زمان حاضر» را در دست تأليف دارد. پس از خبريافتن از انتشار اين كتاب، با اشتياق كامل كتاب را تهيه كردم. اگرچه عادت كردهام تا از نوشتهها و كتابهاي دوستان هنرمند (و نه لزوماً پژوهشگر) توقع كار علمي و روشمند را نداشته باشم اما متأسفانه گاه آنقدر سادهانگارانه به موضوعي نگاه ميشود كه حتي از همان ديدگاه ذوقي و هنري هم داراي ارزش نبوده و حتي گمراه كننده نيز ميشود. كتاب فاقد فهرست منابع است و از پاورقيهاي مقدمة كتاب برميآيد كه از بسياري از مقالات و كتب چاپ شده (حتي به زبان فارسي) هم كه اختصاصا به موضوع مهر و حتي مهرهاي دورة قاجار مربوط ميشده، استفاده نشده است. ارجاع به منابع مربوط به مهرهاي اين دوره، منحصر به چهار مقاله است كه آنهم بدون ذكر نام نويسنده و نام مقاله ياد شده است. بديهي است آنگاه كه ديوار پژوهشي بر اين شالوده استوار باشد، جز كژي و كاستي نتيجهاي نخواهد داشت. مؤلف محترم كتاب را به بخشهاي ذيل تقسيم كرده است: بخش اول: گذري و نظري بخش دوم: مهرهاي نوشتاري گروه اول، مهرهاي با كيفيت بالا از نظر خوشنويسي، تركيبات و تزيينات و مرتبت اجتماعي دارندگان (تقسيم مهرها بر اساس كيفيت و ارزش هنري) گروه دوم، مهرهاي مشابه گروه اول كه مهر دوم دارندگانشان محسوب ميشوند.(اين موضوع بدون استناد علمي مطرح شده و اگر درست باشد، ميتوان آن را تقسيمبندي بر اساس ارزش كاربردي مهرها دانست و البته در اكثر موارد جزو دستة اول قرار ميگيرند.) گروه سوم، مهرهاي افراد معمولي(تقسيم بندي بر اساس شغل و شخصيت افراد؟) گروه چهارم، مهرهاي خوشساخت روحانيان ( تقسيم بر اساس ارزش هنري و يك شغل. البته معلوم نيست تعلق اين مهرها به روحانيان را در كجا نشان دادهاند. و روشن نشده است كه تفاوت اين گروه با گروه اول در چيست؟) گروه پنجم، مهرهاي مشاغل معتبر كه به شكلي وابسته به سيستم حكومتي بودهاند. (لابد در اين مورد هم مثل موارد پيش بايد به دانستههاي بيان نشدة مؤلف اعتماد كرد. باز هم تقسيم بندي بر اساس شغل كه دقيقا همان گروه اول است.) گروه ششم، مهرهايي كه در آنها نام علي به كار رفته است.(تقسيم بندي بر اساس يك نام كه البته مي تواند با همة گروههاي پيشين وجه مشترك داشته باشد. ) گروه هفتم، مهرهايي كه در آنها پيشوند عبد به كار رفته است. (توضيح مؤ،لف محترم در صفحة 127 نشان ميدهد كه متأسفانه مفهوم درست اين كاربرد را درنيافتهاند. علاوه بر آن كه با بقية گروهها هم ميتواند وجه اشتراك داشته باشد چنان كه در اكثر مهرهاي گروه چهارم هم «العبد» و «عبده» ديده ميشود. علاوه بر اين، ايشان كاربرد واژة عبد را با بخش اول دستهاي از نامها چون عبدالكريم و عبدالحسين و غلامعلي يكي دانسته و نمونههايي از هر دو را در اين بخش آوردهاند) بخش دوم كتاب نيز با عنوان مهرهاي تصويري ذكر شده است اما در واقع چون غير از يكيدو مورد از مهرهاي اين بخش، همه داراي نوشته نيز هستند نميتوان آنها را در مقابل بخش اول قرار داد و در واقع زيرمجموعة آن به حساب ميآيد. بديهي است اولين شرط يك برخورد علمي با يك موضوع و يا يك مجموعة پراكنده، توانايي طبقهبندي آن مجموعه است. چنانكه ديده ميشود تقسيمبندي انجام گرفته بسيار غيرعلمي و بدون رعايت اصول منطقي است. با توجه به اهميت موضوع شكل و اندازة مهر در هر دوره، و چاپ مهرها در اندازهاي درشتتر از اصل، لازم بود تا اندازة دقيق مهرها نيز ذكر شود. ذكر دقيق شمارة اسناد مورد استفاده (حتي از مجموعة خصوصي) و يا نمونههايي كه مؤلف محترم به صورت اتفاقي با آن برخورد كرده و يا كسي در اختيارشان نهاده است، از اولين شرايط انجام يك كار پژوهشي مستند است. اما اشاره به اين موضوع تنها به صورت جملاتي مبهم در مقدمة كتاب آمده است.(ص8). در بارة نام مشخصات صاحبان مهرها نيز هيچ سخني به ميان نيامده است. افزودن چنين توضيحاتي با توجه به آنكه ايشان ظاهرا اصل اسناد را در اختيار داشته و تعداد قابل توجهي از صاحبان مهرها نيز از خاندان مؤلف مهترم بودهاند، ميتوانست بر ارزش تاريخي كتاب بيفزايد و طبقهبندي مؤلف بر اساس شخصيت و موقعيت دارندگان مهر را مستند سازد. در بازنويسي متن مهرها نيز به صورت يكدست عمل نشده و در برخي موارد به تاريخ و جملات لاتين مهرها بازخواني نشده است. گذشته از اين كليات كه متأسفانه كتاب را بهكلي از اعتبار علمي انداخته است، تنها ارزش كتاب ميتوانست در ارائة نمونههايي واضح و روشن از برخي مهرهاي اين دوره باشد تا دست كم، علاقمندان به اين موضوع بتوانند با شيوة خواندن مهر آشنا شوند و اصولي را در اين باب بياموزند. در هيچ جاي كتاب متأسفانه به اين موضوع (اصول مهر خواني) پرداخته نشده است و در متنهاي بازخواني شده نيز اشتباهات فراواني وجود دارد كه به هيچ وجه براي كسي كه مدعي ممارست چنددهساله با موضوع مهرهاست، قابل بخشش نيست. برخي از اين اغلاط علاوه بر بيدقتي، به ناآشنايي مؤلف با وزن شعر فارسي، كاربرد آيات قرآن و جملات دعايي و نيز سجعهاي رايج در اين دوره، و حتي به ناآشنايي مؤلف هنرمند با چگونگي نگارش خط نستعليق و شيوة طغرا نيز باز ميگردد. به عنوان نمونه، تعدادي از اين موارد در اين يادداشت آورده ميشود. بي توجهي به وزن شعر فارسي در سجع مهرها:قرائت نادرست درست شمارة صفحهگوهر يگانة درياي خسروي بهمن يگانهگوهر درياي خسروي، بهمن 28مخزن در دري، خانلر شه عباس بود دري ز مخزن عباس شه بود خانلر 28ز برج خسروي شد نام عزالدوله چون خورشيد /ز برج خسروي خورشيد عزالدوله شد تابان 31گوهر فراوان درياي شاهي، حشمتالدوله فروزان گوهر درياي شاهي حشمتالدوله 32گوهر درياي خسروي، سلطانمراد سلطان مراد، گوهر درياي خسروي 39برج شاهي انوشيروان مه برج شاهي، انوشيروان 40بد دين و نام مسلم ولاي «صحرايي» بدين دو نام مسلم ولاي «صحرايي» 115عدم آشنايي با آيات قرآن و نوع كاربرد آنها در مهرهاي اين دوره:اللهم طوبي و حسن و مآب طوبي لهم و حسن مآب 45قال ابي عبدالله قال اني عبدالله 90و رفعنا مكانا و رفعناه مكانا عليا 91نا آشنايي با سجعهاي رايج در اين دوره:الله علي المتوكل الملك الغني ... المتوكل علي الله الملك الغني ... 13الراجي مسرورالله الراجي الي الله، مسرور 38يا الله الرحيم، الغني عبدالواثق ابن عبدالكريم الواثق بالله الرحيم الغني، عبدالكريم بن عبدالغني 78يا الله احمد الغني الواثق بن احمد بن جواد الواثق بالله الغني، احمدبن جوادبن احمد 88يا الله الواثق محمد الموسوي الواثق بالله، محمد رسول الله 80و القاهر انه الغني واثقا بربه الغني 91مجتبي محمد علي رب نجني بمحمد و علي 118ناآشنايي با قاعدة نوشتن نام پدر و پسر:باقربن مهدي مهدي بن باقر 68مصطفي ابن محمدعلي ابن مصطفي، محمدعلي 90ابوطالب بن محمدتقي ابن ابوطالب، محمدتقي 91باقربن مهدي مهدي بن باقر 68احمد ابن حسن الحسيني ابن احمد، حسين الحسيني 92ناتواني در قرائت طغرا و برخي غلطخوانيهاي ديگر:شاهزاده حسين شاهزاده حاجيه 38شاهزاده بن ؟ شاهزاده بزرگ 45الراجي الله مراد الراجي الي الله، مراد 45مشيرالدوله مبشرالدوله 46عبده يا سلطان عبده سلطان بايزيد 140معاون الاماليه معاون الاياله 101عبده حسني عبده يحيي 130منظور حمد علي علي، منظور احمد 117رضا حيات 170منتشرشده در: آینه میراث, سال سوم, شماره سوم و چهارم, پاییز و زمستان 1348(شماره پیاپی 30-31).صص 256-262.
ارسال شده توسط عمادالدین شیخ الحکمایی در تاريخ سه شنبه 9 خرداد 1385 ساعت 12:39 بعدازظهر (نظر بدهید)
نقدی بر مقاله: "بازخوانی سندی از عهد زندیه(علی مرادخان زند در مسیر تاج و تخت, 1195ق.). گنجینه اسناد. سال پانزدهم. دفتر سوم. پاییز1384. شماره 59. صص 5-10.(چاپ بهار 1385) چندی پیش بر نوشته دیگری از مولف محترم این مقاله[1] نقدی مشفقانه نوشتم و معایب بسیار کارشان را یادآور شدم. پس از حرفچینی و صفحه آرایی, به پیشنهاد سردبیر محترم مجله گنجینه اسناد از چاپ آن منصرف شدم به امید آنکه موجب دقت بیشتر نویسنده محترم در کار با اسناد شود. اما متأسفانه در آخرین شماره آن مجله (ش59) ظاهرا به جای آن نقد, مقاله دیگری از ایشان منتشر شده است که .... . به همین دلیل نه به عنوان نقدی تمام عیار, بلکه تنها برای بیان سرانگشتی ایرادات بسیار آن نوشته نکاتی را اشاره می کنم و می گذرم: 1. نویسنده محترم مقاله به رغم اشاره به آنکه "این سند از نظر مباحث سندشناسی دارای اهمیت است" و "قصد نگارنده به طور کلی و در درجه اول متن خوانی یکی از اسناد دوره زندیه در قالب مباحث سندشناسی است" نهایتا به هیچ بحث سندشناسی نپرداخته و کار خود را تنها معطوف به بازخوانی سند کرده است. 2. در معرفی ساده سند هم راه درست پیموده نشده و علاوه بر شماره ندادن به سطرهای سند, به اندازه سند, نوع خط, تعداد سطر, پشت سند و ... نیز نپرداخته اند. برای اشاره به منشأ سند نیز, نه در جای خود, بلکه در پاورقی شماره 10 این جملات مشوش نوشته شده است. «ر.ک:(!؟) سند بازخوانی شده که حکم و رقمی(!؟) است در 3-4 (!؟) برگ یا صفحه(!؟) که در زمره اسناد زندیه و با کد 19001/142, جزو اسناد دستی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران طبقه بندی و حفظ و نگهداری می شده است(!؟). گفتنی است که این جانب این سند را سالها قبل(!؟) دیده و کپی تهیه نمودم ولی مشغله های کاری و پژوهشی این فرصت را از من ربود تا به بازخوانی این سند بپردازم» نویسنده مقاله با این حال سند را "نویافته" خوانده و اشاره ای نیز به انتشار تصویر این سند پیش از خود نکرده اند[2] 3. متن بازخوانی شده در موارد بسیار دچار غلط خوانی های فاحش و غیر قابل توجیهی است که نشان از بیگانگی جنابشان با ادبیات سندنویسی و دانش سندشناسی دارد. تنها به عنوان نمونه 20 مورد ذکر می شود: نادرست درست نهامت و بسالت انتباه, عقدت و ارادت, شهامت و بسالت انتباه عقیدت و ارادت]آگاه[ وقود نقطه ت وفود تفقدات فتحتان غیبی فیوضات غیبی ابنای دولت دوران عقدت امنای دولت دوران عبرت بارداشت باز و دست لوث عدوگدازی]گذاری] در یک وقار توسن عدو گدازی در تک و تاز دریافت نصرت آیات رایات نصرت آیات به سمت کارش به سمت فارس بر عوض جمعی او غازیان برین موجب جمعی از غازیان بهادران ظفرهمعان بهادران ظفرهمعنان فرموده ایم, فرماید غازیان فرموده ایم, می باید غازیان از قرار حکم علاوه بازیافت داریم. ... از قرار حکم علیحده بازیافت و تسلیم با کلیه گی تمام غازیان را معسکر با کله کجی تمام غازیان را به معسکر هرچه دارند باشد هرچه لازم باشد با عمد ایشان یا غیر ایشان از مصدر عرف شأن از مصدر عزت نشان فرماید به نحوی می باید نحوی از قشون بوده اگر که از قشون کوهکیلویه مشخص و یاسان دهید مشخص و به ایشان دهید از مصدر جاه و جلال عز اخذ فرماید از مصدر جاه و جلال اصدار یابد قدغن دارند همراه قدغن لازم شمرده 4. برای برخی کلمات درست توضیحات نادرست آورده شده است مانند: معنی کردن یک جزء از کلمات مرکب چون همعان به جای ظفر همعنان, عقدت به جای عقیدت آگاه, تبدیل عدوگدازی به عدو گذاری یا سعادت یاب به سعادت ماب و ... استفاده نابجا از ویرگول, جداکردن "به" در جملات عربی, کاربرد نابجای کروشه و دیگر مشکلات ویرایشی ... 5. هیچ تلاشی برای شناسایی موارد مشابه و نمونه های دیگر اسناد همعصر نشده است و در عین حال از اهمیت و یگانگی این سند سخن رفته است. به استحضار ایشان می رسانم دست کم در کتاب جناب شهرستانی منتشرشده توسط سازمان اسناد(ص 59) و هم در مجله پژوهش تاریخ معاصر ایران(شماره 25. ص 325) دو نمونه از اسناد علی مرادخان زند منتشر شده است و البته دارای مهرهایی واضح و روشن اند و اگر حضرتشان آن نمونه ها را می شناختند هیچ نیازی به توضیح و توجیه مشکلات خواندن و احتمالات قرائت مهر نمی بود. سندی دیگر از او نیز در یکصد و پنجاه سند تاریخی قایم مقامی آمده است(تهران, 1348.ص 150) 6. بدیهی است وقتی نویسنده ای خط میخی نداند و مقاله ای در قرائت کتیبه ای میخی بنویسد نتیجه جز سعی باطل نخواهد بود. حضرتشان در توضیح بخش سیاق سند نوشته اند: « سعی وافی شد که ارقام سیاقه متن به درستی خوانده شوند. این امر هم صورت پذیرفت. منتهی در برخی جاها که اعداد جزءجزء می شوند. صورت مسئله نقد و جنس بودن عدد و یا نفربودن ارقام از سوی کاتب سند مشخص و رعایت نشده. این امکان هم احساس می شود برخی مشخصه های سیاقه به دور از اصول و ضوابط این علم و با سلیقه و درکی که وجود داشته اعمال شده باشد. بنده همه راه های ممکن علم سیاق را به کار بستم تا بدین مطلبی که عرض کردم اذعان یافته ام. با این وصف 80-85 درصد ارقام این سند بیانگر نفر و تعداد غازیان است که به درستی بازخوانی شده اند. اما در مواردی اندک به نظر می آید برآورد خرج افواج هم مد نظر بوده که خیلی صورت مسئله آنها مشخص و اصولی نیست(سه نفر ممکن است سه قران هم باشد...) علامت ت داخل قلاب را فرض بر تومان گرفته ام. به هر حال بحث بسیار فنی و خارج از حوصله عزیزان, از این رو خیلی مصدع نمیشوم.» اما لازم به یادآوری است که خطوط و اعداد نوشته شده به سیاق نه تنها درست و اصولی اند بلکه بسیار واضح و روشن اند. بدیهی است وقتی در تمام متن کلمه "خان" را "50 "و "80 تومان" بخوانیم و در حالی که حتی یک مورد از کلمات "تومان" و "خروار" و "دینار" سخنی به میان نیامده است 17 بار در برابر انچه عدد پنداشته ایم از این کلمات استفاده کنیم لازم می آید چنین توجیهات بی اساسی را هم بیاوریم. امیدوارم نه تنها علاقمندان به مباحث سندشناسی, بلکه مجلات حوزه سندپژوهی هم در انتشار اینگونه مقالات دقت بیشتری به خرج دهند و اگر چنین نشد- که گاه گریزی از آن نیست - شجاعانه نقد مقاله را نیز منتشر فرمایند. [1] . محسن روستایی"بازخوانی فرمانی منحصر به فرد از عهد قاجاریه(1239ق)". گنجینه اسناد. سال چهاردهم. دفتر سوم. پاییز 1383. شماره 55. صص 16-26 [2] . فدایی عراقی, غلامرضا. مقدمه ای بر شناخت اسناد آرشیوی. سازمان سمت. 1377. ص48-51.
ارسال شده توسط عمادالدین شیخ الحکمایی در تاريخ دوشنبه 1 خرداد 1385 ساعت 10:23 قبلازظهر (نظر بدهید) |
| bonchaq.kateban.com -- copyright: 2006 - 2007 © -- Powered by kateban.com |