bonchaq.kateban.com , Emadoddin Sheykh ol-Hokamayi articles on Islamic documents and manuscripts.


--(صفحه اصلى)--
جستجو
فهرست آثار

نویسنده

موضوع ها
آرشیو
  • ۱۳۸۵
  • خرداد
  • مرداد
  • شهريور
  • دي
  • اسفند
  • ۱۳۸۸
  • شهريور
  • مهر
  • آخرین نوشته ها
  • نهایت توحید و تحقیق
  • مِهر مُهر
  • نحوست تربيع
  • مهرم حلال... (نقدي بر کتاب مهرنامه هاي بيرجند)
  • نقدي بر "دانشنامه فارس"
  • نقدي بر يک "تسهيح"
  • نقدی بر کتاب مهرهایی از جنس عشق
  • نقدی بر یک مقاله

  • سایت های دیگر
    برای ما بنویسید
    نظرات دیگران:
    سمیه نوری از شیراز


    بهتر است اسناد معتبر و کمیاب به صورت الکترونیکی نمایش داده شود

    ارسال شده در يكشنبه ۱۱ آذر ۱۳۸۶ ساعت ۷:۰۱ بعدازظهر

    * نام کامل:
    * ایمیل:


    صفحه وب:

    محل سکونت:


    * نظر:

    کد امنیتی:
    (لطفا کد داخل تصویر را با دقت وارد کنید.)


    آمار بازدید
    بازدیدکنندگان تا کنون : ۲۰۸۹۱ نفر
    کاربران حاضر : ۲ نفر
    تعداد یادداشت ها : ۷


    پر بازدیدترین یادداشت ها :


    Powered by Kateban.com
    2006-05-0

    نهایت توحید و تحقیق

    خواجه نصیرالدین [طوسی] ـ قدس الله روحه العزیزـ روایت کرده است از شیخی از مشایخ طریقت و علمای شریعت کی گفت:

    اول، پنداشتم کی

     من خود را می‏شناسم

    و حق را می‏شناسم

    و حق

    خود را می‏شناسد

    و مرا می‏شناسد.

    *

     چون به تحقیق نظر کردم

    مرا معلوم گشت کی

    خود را نمی‏شناسم

    و حق را نمی‏شناسم

    اما حق،

    مرا می‏شناسد

    و خود را می‏شناسد.

    *

     پس به تحقیق نظر کردم

    معلوم شد که

    حق مرا نمی‏شناسد

    اما خود را می‏شناسد.

    *

     و چون پیش‏تر رفتم در تحقیق المحقق معلوم شد کی

    حق نیز نه خود را می‏شناسد

    و نه مرا می‏شناسد.

    و این نهایت توحید و تحقیق است.

     *

     در ذیل نوشته به خطی نونویس آمده است:

     آن شیخ داند که شیطان ایشان را مسخره کرده

    و خواجه (ره) چنین نامربوطی را معتقد نمیباشد.

    *

     این مکتوب در بیاض کهن شماره 4013

    کتابخانه مجلس (ص 110) آمده است.

     

     

    ارسال شده توسط عمادالدین شیخ الحکمایی در تاريخ دوشنبه 20 مهر 1388 ساعت 9:36 بعدازظهر (تعداد نظرات : ۲)

    مِهر مُهر

    مِهر  مُهر

    نقد و نظری بر کتاب:

    مهر و حکاکی در ایران، محمدجواد جدی، تهران، فرهنگستان هنر جمهوری اسلامی ایران، 1387. 408 صفحه، قطع رحلی، مصور، چهار رنگ، کاغذ گلاسه، قیمت 28000 تومان. تیراژ 3000.

    ُمهر در فرهنگ و تمدن ایران از دیرباز تا کنون جایگاهی مهم و درخور توجه داشته و دارد. مهرهای دوره های پیش از تاریخ و دوره تاریخی بیشتر مورد توجه و تحقیق قرار گرفته و کارهای متعددی در قالب کتاب و مقاله و پایان نامه در این باب صورت گرفته است. اما مهرهای دوره اسلامی به رغم در دسترس بودن و وجود نمونههای فراوان و منابع بسیار ادبی و تاریخی، کمتر توجهی درخور را به خود جلب کرده است. نخستین تلاشها برای گردآوری مهرهای اسلامی و توجه به متن و بازخوانی آن را رابینو، قائم مقامی (بیشتر مهرهای پادشاهان)و احمد گلچین معانی داشتهاند.

    مهر از آن جهت که موضوعی مورد توجه اهل تاریخ و اهل هنر است در چندسال گذشته بیش از پیش بدان توجه شده و کتب و مقالاتی در این زمینه نوشته شده است. اما همچنان جای پژوهشی مستقل، علمی و همه جانبه در این مورد خالی است.

    مهر و حکاکی در ایران، نوشته محمدجواد جدی را ـ که توسط فرهنگستان هنر به مناسبت "اولین گردهمایی گنجینه های از یادرفته" و همزمان با همایش "مکتب شیراز" منتشر شده است ـ باید جدی ترین کار این عرصه در سالهای اخیر دانست. این اثر در قیاس با دیگر کارهای منتشرشده به ویژه با توجه به کیفیت چاپ و حجم اطلاعات، درخور توجه و ارج گذاری است. نویسنده محترم، چنان که خود نوشته است از کودکی علاقمند این مبحث بوده و در واقع پرورش یافته دامن آخرین حلقه هنرمندان مهرساز این سرزمین است که توانسته است علاوه بر آشنایی عملی با این مبحث و دارابودن نگاه سنتی به این هنر، ضرورت پژوهش در این عرصه را دریابد و به این مهم دست یازد. آخرین اثر مستقل قابل مقایسه با این کتاب، اثر ارزشمند  جناب محمدعلی کریم زاده تبریزی با عنوان مهرها، طغراها و فرمان‌هاي پادشاهان ايران است که در سال ۱۳۸۵ در لندن در ۴96 صفحه  منتشر شده است.

    *

    نگارنده برآن است تا ضمن ارج نهادن به تلاشهای نویسنده کتاب مهر و حکاکی در ایران و نیز ناشر محترم(فرهنگستان هنر جمهوری اسلامی)، میزان آکادمیک بودن این پژوهش را بسنجد. پیش از ورود، یادآور می شوم که یک اثر علمی دست کم باید ویژگی های زیر را داشته باشد. یعنی: مطالب ارائه شده دارای یک طبقه بندی درست و علمی باشد؛ گردآوری درست و دقیق اطلاعات، منجر به تحلیل و نتیجه گیری های درست و علمی شود؛ ارجاعات درست و دقیقی به منابع معتبر داشته باشد؛ جامع و مانع باشد. یعنی نه نکته لازمی را  فرونهاده و نه مطلبی زاید و غیر مرتبط داشته باشد.

    در ابتدا فصل بندی کتاب را مرور می کنیم. کتاب دارای ده فصل به قرار ذیل است:

    1.        تاریخ مهر و هنر حکاکی                                                  (18 صفحه)

    2.        نگاهی به تاریخ خط در ایران                                             (4 ص)

    3.        از مهر تا انگشتری                                                          (38 ص)

    4.        خط کوفی، خطوط ششگانه و مهرهای دوران اسلامی           (19 ص)

    5.        مهر و سیر تکاملی خط و خوشنویسی در عصر ایلخانی، تیموری و صفوی (48 ص)

    6.        معرفی حکاکان بزرگ                                                      (34 ص)

    7.        مهر در میان سلاطین عثمانی                                            (10 ص)

    8.        ابزار و نحوه کار حکاکان پیشین                                        (12 ص)

    9.        تاریخ هنر سجع سازی مهر در فرهنگ و ادبیات فارسی          (109 ص)

    10.     معانی مختلف واژه مهر در فرهنگ، ادب و شعر فارسی          (31 ص)

    نگاهی کلی به این فهرست، نشان می دهد نظمی منطقی در طبقه بندی مطالب وجود ندارد. به عنوان نمونه، بحث حکاکی در فصلهای 1، 6، 7 و بحث خط و سیر تحول آن در فصول 2، 4، 5  دیده می شود. مهرهای سلاطین عثمانی (با 10 صفحه) فصلی مستقل است و مهرهای هندی(با 12 صفحه) به عنوان زیر مجموعه  فصل نهم آمده است.  "مهرهای ایلخانی، تیموری، صفوی" عنوان فصل پنجم است اما دوره ها ی دیگر که اهمیت بیشتری نیز دارند فصل مستقلی بدان اختصاص نیافته است.  میان حجم فصول نیز نسبتی منطقی وجود ندارد. فصل دوم تنها 4  صفحه و فصل نهم  109 صفحه را دربر می گیرد. زیر مجموعه های هرکدام از این فصول نیز غیر متناسب است. اولین عنوان زیرفصل اول، "نقش مهرهای نخستین" و آخرین عنوان "سرگین غلطان" [مصری] است که مولف محترم بدون ذکر ماخذ احتمال داده اند که نوعی مهر باشد و چهارصفحه از کتاب را (به اندازه فصل دوم) بدان اختصاص داده اند.

    سه فصل نخست، (55 صفحه) عمدتاً به موضوع مهر در دوره پیش از تاریخ و دوره تاریخی می پردازد. توضیح واضح است که موضوع پیدایش خط و تحول آن، مهرشناسی، سکه شناسی، زبانشناسی و زبانهای باستانی هر کدام متخصصین خود را دارد و مسلما به تعبیر نویسنده گرامی این کتاب، "مروری گذرا "بر تمام این موارد، بدون استفاده از منابع دست اول تخصصی و نیز حدس و گمان و اظهار نظر در این باب، چندفصل اولیه را در حد یک تحقیق دانشجویی ساده انگارانه تنزل داده است. بی تردید اگر موضوع کتاب به تخصص نویسنده در حوزه مهرهای اسلامی ایران محدود می شد، عدم وجود فصول اولیه هیچ ضربه ای به این کتاب نمی زد.

    عنوان کتاب مهر و حکاکی در ایران است اما سهم بخش حکاکی در کتاب، غیر از بخش معرفی حکاکان(36صفحه)، تنها پنج صفحه (در ابتدای فصل هشتم) است. علاوه بر آن که میان حکاکی فلز، سنگ مزار و دیگر اشیاء خلط شده و مثلاً نام حجار یک کتیبه سنگی  نیز ذکر شده است(ص 155) در صورتی که نام حجاران و ضریح سازان بسیاری را می توان بر این گونه آثار دید که لزوماً حکاک مهر نبوده اند.

    ضعف ارجاعات

    مهمترین مشکل کتاب، ضعف ارجاعات علمی است. این موضوع را می توان در موارد ذیل خلاصه کرد:

    1.        مطالب بسیاری در کتاب نقل شده که هیچ ماخذی برای آن ذکر نشده است(در بیشتر صفحات).

    2.      برخی از ارجاعات درون متنی، کامل نیست، یعنی تنها به ذکر نام کتاب یا نام کتاب و نویسنده اکتفا شده و در فهرست منابع هم اطلاعات کتابشناسی نیامده است(مانند ص 334). ظاهراً این موارد به صورت غیر مستقیم مورد استفاده قرار گرفته و به همین دلیل گاه معظل دیگری را به وجود آورده است و آن ذکر نادرست نام کتابها است. مانند: نقل قول از کتاب تقسیم البلدان  که احتمالا مراد  تقویم البلدان ابوالفدا است.(ص 83)

    3.      در بیشتر موارد ارجاع به مقالات، بدون ذکر نام نویسنده یا نام مقاله آمده و تنها به نام مجله و شماره آن رجوع داده شده است. در فهرست منابع ذیل مجله، فصلنامه یا نام مجله آمورده شده است. به عنوان نمونه در صفحه 20 به مجلاتی ارجاع داده شده است که حتی به شکل نادرستش در فهرست منابع نیز آورده نشده اند. این ایراد در مورد ارجاع به کتابهای خطی نیز صدق می کند. یعنی به جای ارجاع به نام نویسنده یا نام کتاب، آن را باید ذیل حرف کاف و کلمه کتاب خطی یافت.

    4.      آشفتگی ارجاع در متن نیز مورد دیگری است. مثلا در (ص20 ) ارجاع به نام اسکالون است و در فهرست ذیل "انریکو اسکالون" آورده شده است. نمونه دیگر در (ص 28 ) به نام ژان شوالیه ارجاع شده است در صورتی که در فهرست منابع این ارجاع ذیل شوالیه آمده است.

    5.      کتاب دارای 272 تصویر عمدتاً رنگی است.  اما تنها در کمتر از 10 مورد به مآخذ عکس و یا مجموعه خصوصی منبع تصویر اشاره شده است. اما جالب است که در صفحه حقوقی کتاب ذکر شده است:  "هرگونه جعل یا تقلید از تصویر مهرهای مندرج در این کتاب ممنوع بوده و قابل پیگیری قانونی است". ماخذ برخی از تصاویر نیز این گونه آمده است: مهرهای موجود در موزه های دنیا(؟)، مهرهای موجود در موزه های اروپایی(؟) و ...

    6.      برخی از فصلها و بخشهای کتاب تماما از یک یا دو منبع برگرفته شده است. اما ارجاع به گونه ای است که این موضوع را به درستی نشان نمی دهد. مثلا تمام بخش مهرهای خلفا(ص 97 تا 100)، بخش عمده ای از مهرهای پادشاهان (223 تا 242)، یا کل بخش مهرهای عثمانی(193 تا 202).

    اظهارنظرهای غیر علمی

    برخی از اظهارنظرها، تعصب آلود است. مانند: "آشکارا می توان حدس زد که خط فارسی و کوفی از تکامل خط پهلوی به وجود آمده اند"(ص80). نویسنده محترم منشا امضا در سراسر جهان را ایران می داند: "بعدها توشیح به صورت "صحیح است" انجام گرفت و آنگاه جای خود را به امضا داد و در سراسر گیتی متداول شد"(ص117). نویسنده نیز بدون هیچ ارجاعی آورده است: "نظریه ای وجود دارد مبنی بر آن که پیدایش خط میخی ابتدا در مازندران بوده و به مرور راه تکامل پیموده است".(ص35).

    برخلاف این نگرش تعصب آلود، در جای دیگر با دست و دلبازی تمام منشا برخی خطوط و نیز معماری ایرانی اسلامی را در هنر مغولی و بودایی می داند و می نویسد: " در دوران اسلامی روابط مسلمانان با چین سبب تعاملهای فرهنگی و هنر ایرانی و اسلامی در چین نفوذ کرد و در مقابل هنر چینی نیز در ایران و کشورهای اسلامی تاثیر گذاشت. برای مثال شکل گنبدهای مساجد کاملاً متاثر از معبدهای چینی و بودایی شد.(ص107). "به نظر می رسد  که این خط(کوفی بنایی) بیش از هر عاملی متاثر از تمغاهای مغولی است و از این رو شاید بهتر آن باشد که آن را کوفی تمغایی یا خط تمغایی بنامیم"(ص108).

    ورود به موضوعات تخصصی مختلف، عدم ارجاع به منابع معتبر و حدس و گمان و احتمال و شاید، اظهارات نویسنده محترم را زیر سوال می برد. وی در باره شکل حلقه می نویسد: "شاید توجه انسان بدوی به حلقه به سبب شکل دایره ای آن بوده که نماد دوام و بقا و یادآور قرص ماه و خورشید یا اوقات نادر کسوف است که خورشید حلقه ای نورانی به دور ماه جلوه می کند.(ص37). "و چون به شکل میله ای فلزی بوده با چکش به انتهای آن ضربه می زدند احتمالا به این نام نامیده شده اند یا شاید میخ های امروزی با شباهتی که با سر سکه ها داشتند به مرور زمان این نام را به خود گرفته اند.(ص43)

    برخی اظهارات نیز به صورت حکمی قاطع مطرح شده است در صورتی که تنها برداشتی سطحی و امروزین از موضوع است و روند علمی اثبات آن نظر طی نشده است: "اصولاً چون پایان هر نامه ای را با مهر خاتم(انگشتری) مزین و امضا کرده اند آن واژه، به مرور به معنی پایان بردن رواج یافته(ص40). "معقلی به معنای دربند است و به جهت محصور بودن در شکل هندسی خاص به این نام خوانده شده است.(پاورقی ص 108). دو بار از تصویر مجلس بارعام داریوش در تخت جمشید استفاده شده و ذیل آن بدون هیچ توضیح و ارجاعی نوشته شده است: مهردار سلطنتی با کیف مهر(ص130 و 148). نیز: "شاید سالهای زیادی گذشته است تا این مهره های جُعَـلی شکل سوراخدار که همچون تسبیح به رشته کشیده شده، و به دور گردن آویخته می شد یا به عنوان تعویذ بر روی سینه قرار می گرفت، عمل مهرکردن را نیز انجام داده و بعدها مانند نگین بر روی حلقه های انگشتری نصب شده است.(ص 29). نویسنده محترم نوشته است:  "یکی از ویژگی های مهرهای دوره صفوی که پیش از آن سابقه نداشت، درج تاریخ در آنهاست(ص123) در صورتی که در همین کتاب دو مهر با تاریخ 757 ق و 759ق آمده است.

    تکرار اشتباهات رفع شده

    برخی اطلاعات موجود در کتاب اطلاعاتی است که نادرستی آنها پیشتر به اثبات رسیده است: نسبت دادن سنگ قدمگاه امام رضا در فراشای یزد به مرقد امام رضا(ع) که این موضوع را پیشتر استاد افشار متذکر شده اند (155). یا نسبت دادن حکم فتح علی خان کچول(متولی آستان قدس) به فتح علی شاه قاجار(ص 93 و 267) و نسبت دادن مهر سلطان اویس جلایر به احمد جلایر(115 و 223) که ناشی از غلط خوانی جمله پایانی سند(رب اختم) به صورت "ابن احمد" بوده است (دو مورد اخیر را نگارنده این نقد پیشتر در دو مقاله متذکر شده ام).

    عدم طبقه بندی و تحلیل

    تردیدی نیست که گردآوری اطلاعات درست، گام نخست یک پژوهش جدی است. اما اگر این اطلاعات بدون طبقه بندی درست و بدون آنکه منجر به تحلیل و نظریه پردازی شود، در کنار هم چیده شود،  عملا پژوهشی انجام نگرفته است. به ویژه ان که امروزه فهارس مکتوب و امکانات دیجیتال و منابع رایانه ای کار گردآوری اطلاعات را بسیار آسان کرده است. مثلا به راحتی می توان با استفاده از سی دی درج یا سایت نسخه های خطی، حجم عظیمی از ابیاتی که واژه مهر را در خود دارد یا تعداد معتنابهی از مهرهای افراد، یا مثلاً واژه های مهر در قرآن و نهج البلاغه و احادیث را گردآورد و کنار هم قرار داد. پذیرفتن آنکه این اطلاعات را نویسنده گرامی شخصا و در طول سالیان دراز از منابع استخراج کرده است، باز هم اصل این مشکل را حل نخواهد کرد. به عنوان نمونه بیشترین حجم اطلاعات موجود در این کتاب، نقل سجع مهر (با تصویر و بدون تصویر) است. در بیش از 90 درصد موارد، منابعی که سجع یا تصویر مهر از آنجا گرفته شده است، ذکر نشده است. علاوه بر آن که این گردآوری منجر به تحلیل و نتیجه گیری خاصی نیز نشده است. نمونه دیگر فصل دهم کتاب، "معانی مختلف واژه مهر در فرهنگ و ادب و شعر فارسی (30 صفحه) است. در ابتدای این فصل تنها 17 کلمه و ترکیب نوشته شده و استخراج بقیه موارد به عهده خواننده گذاشته شده است. در صورتی که بیش از 400 واژه و ترکیب مرتبط با مهر می توانست در این بخش مرتب شود. نیز روشن نیست چرا بدین منظور متون نثر فارسی بررسی نشده اند.

    نادرست خوانی متن مهر

    چنان که گفته شد یکی از ارزشهای این مجموعه کنار هم قرارگرفتن تعداد قابل توجهی مهر و متن بازخوانی شده آنهاست. اگرچه، قرائت این مهرها در مجموع از دقت خوبی برخوردار است اما در مواردی نیز بدون توجه به وزن یا شناخت آیه قرآن و نیز بدون دقت در اصل جهت حرکت نوشته در مهر خطاهایی رخ داده است که برای نمونه مواردی ذکر می شود:

    مهر ص 109: جمال چهره اسلام مرشد آفاق خصال و عهد شیخ ابواسحق       که صحیح آن چنین است:

    جمال چهره اسلام و مرشد آفاق / نبی خصال ولی عهد، شیخ ابواسحق

    مهر ص 122 : به نسبش ز نصب آل نبی / ز احسان سکندر غلام علی

                    سکندر ز احسان غلام علی/ ز نصب و ز نسبت ز آل نبی

    مهر ص 122 :    و ما توفیقی الا بالله و توکلت علیه، عبده محمد:

    و ما توفیقی الا بالله الاحد و علیه توکلت عبده محمد

    مهر ص122 : سراج کمال حیوه:  سراج کمال خیوه]ای[

    مهر ص243 : وقف مؤید جنس مجلد: وقف مؤبد و حبس مخلد

    مهر ص 243: فضل الله نوری(در مهر او): فضل الله النوری

    مهر ص245 : بوشرط بشرط الاستفاده مئه : و شرط بشرط الاستفاده منه

    مهر ص 267: الغره لله/ العزّه لله

    مهر ص 297: محمدناصر امید شفاعت دارد: دارد امید شفاعت ز محمد ناصر

    مهر ص 313: یا من اسمه احمد : یاتی من بعدی اسمه احمد(آیه)

    مهر ص 322: الحق هیا الله لک الولایه :  هنالک الولایه لله الحق(آیه). و نیز در همین مهر: پادشاه غازی بنده شاه جهان بهادر / فیروز جنگ عبدالله خان: عبدالله خان بهادر فیروز جنگ / بنده شاه جهان پادشاه غازی.

    مهر ص 324: زاچه لال: راجه لال (از نامهای هندی)

    مهر ص324: ابوالمظفر الدین محمد محبی غازی پادشاه عالم گیر: ابوالمظفر محمد محی الدین غازی عالمگیر پادشاه.

    مهر ص 327: بهشت از عطای شاه دلیر نامور فتح الملک ابن بومظفر: هست فتح الملک ابن بوظفر/ از عطای شاه الیز نامور

    مهر ص 327: شاه بهادر ولیعهد محمدبهادر شاه پادشاه غازی رای عالم آرای فخر الهند و الاجاه میرزا محمد سلطان فتح الملک:

    شاهزاده عالی رای عالم آرای، فخرالهند و الاجاه، میرزامحمد سلطان فتح الملک شاه بهادر ولیعهد محمد بهادر شاه پادشاه غازی

    نادرستی های تایپی و ...

    در آثار منتشرشده توسط مراکز علمی، وجود اشتباه تایپی کمتر توجیه پذیر است اما اگر این اشتباهات دامن نامهای خاص را بگیرد موضوع به گونه دیگری تعبیر می شود. برای نمونه:

    طه الواطی: طه الولی(ص 96) مار اسیند: ماراسپند(ص 79) قلب الدنیا و الدین: قطب الدنیا و الدین(ص 115) برهان در ابوالفتح محمد برهان زاید است و در اصل برهان امیرالمومنین بوده است(ص 115) بوداغ: بوداق(ص122) نورالدین محمد الموفی: العوفی(ص148) عبدالله بن احمد قره: عبیدالله بن احمد مره است. (ص155) ناصرالمومنین: ناصر امیرالمومنین (ص156). خواجه احمد نسوی: خواجه احمد یسوی(ص273 و  289) میرزا با جهاز : میرزا جهاندار(331)، بهادر البحر : بهادر کیخسرو(ص331) شاه دلیر: شاه الیز(الیزابت)(ص327)

    در موارد قابل توجهی یک بیت بدون فاصله میان دو مصراع آمده و متنی منثور به نظر می آید. نیز در تمام متن با توجه به وجود عبارات عربی و آیات قرآنی فراوان اساساً از تای گرد استفاده نشده و تمام این موارد به صورت "ه" تایپ شده است.

    ارجاع به آیات قرآنی که به ویژه در سجع مهرها استفاده شده است به جز دوسه مورد مشخص نشده است. بخشی از این آیات نیز با عنوان کلی "عبارات عربی و آیات قرآنی" آورده شده است که تفکیک آن امری لازم بود(ص 315). نیز ذیل تصاویر مهرهای صفحه 317 نوشته شده است "مهرهایی مزین به آیات قرآنی". در صورتی برخی از این عبارات، از جمله: "الواثق بالله الغنی" یا " لا اله الله الملک الحق المبین" اساسا آیه نیستند.

    ضعف فهارس

    کتاب تنها یک فهرست عمومی دارد که شامل نام کسان، اماکن و نیز نام کتابهاست اما بدیهی است چنین اثری در صورتی قابل استفاده علمی است که فهرستهای تخصصی داشته باشد. دست کم فهرست سجع مهرها، فهرست حکاکان، نمایه آیات قرآنی در سجع مهرها، سجعهای موزون، واژگان مهر، واژگان تخصصی حکاکی و غیره. اساساً بخش قابل توجهی از اطلاعات موجود در کتاب می توانست تنها به صورت یک فهرست الفبایی ارایه گردد. به عنوان مثال اگر اکنون در سند یا نسخه ای مهری بیابیم و بخواهیم از طریق این کتاب آن را شناسایی کنیم باید تمام کتاب را بخوانیم تا شاید مهر مورد نظر را بیابیم.

    زواید و کمبودها

    برخی از مطالب موجود در کتاب ارتباط و مناسبتی با عنوان کتاب ندارد. به عنوان نمونه: "خط پهلوی مادر خطوط امروزی ما(ص79 و 80)، "سرگین غلطانهای مصری"(ص 28 تا 31) که اساساً مهر بودن آنها زیر سؤال است، خط تعلیق و علل پیدایش آن در دوره ایلخانی(ص111)، تاریخهای مندرج در اسناد(ص140)، مهر در میان سلاطین عثمانی(203) و .... اختصاص صفحاتی به معرفی اشیای موزه  بانک مرکزی (ص 215 تا 220) یا "معرفی یک سند ازدواج منحصر به فرد" (328 تا 334) ، بدون اشاره به ماخذ سند و تشخیص نادرست نوع سند(استشهادیه  است نه سند ازدواج)و اشتباهات فراوان در قرائت مهرهای آن از دیگر مواردی است که محاسن کتاب را تحت الشعاع قرار داده است.

    انتظار خواننده از این کتاب آن است که همه مباحث مرتبط با مهر را دربر گیرد و نسبت به آثار پیشین کاملتر و مجتهدانه تر  باشد. تلاش نویسنده محترم نیز بر همین امر بوده است. اما کتاب حاضر برآورنده این انتظار نیست. به گمان نگارنده لازم بود فصول مستقلی با عنوانهای: سیر تحول شکل و اندازه مهر، تحولات خط در مهر  که به رغم آنکه در این کتاب بیش از حد به بحث خط پرداخته شده است اما حتی نوع خطوط مهرها مشخص نشده و هیچ تحلیل و جمعبندی در باره سیر تحول خط در مهر ندارد.) در باب تحولات رنگ در مهر، کاربردهای مختلف مهر. (نکات اشاره شده در باره برخی از موارد یادشده بسیار کلی است). هیچ مقایسه و تحلیلی میان مهرهای دوره های مختلف یا مهرهای هندی و ایرانی و عثمانی که به آنها پرداخته شده صورت نگرفته است. در باب محل مهرکردن چیزی بر اشارات شادروان قایم مقامی افزوده نشده است. و چون بدین منظور اسناد قضایی اساساً مورد غفلت قرار گرفته عبارت:"در اسناد عادی جای مهر در انتهای نوشته ها یعنی در قسمت پایین سند بود.(ص 140) نشان از ناآشنایی نویسنده محترم با حوزه اسناد شرعی دارد. حتی در حد یک پرسش اشاره ای به این موضوع نشده است که چرا بشترین تعداد اثر مهرهای موجود متعلق به سده نهم به بعد است و چرا حتی یک نمونه از دوره ÷یش از مغول ارائه نشده است.

    به گمان نگارنده یکی از علل بروز اینگونه اشکالات، روشن نبودن قالب اثر است. آیا کتاب حاضر  یک "کاتالوگ" ، " فهرست"( مانند  فهرست سجع مهرها)  و یا یک تحقیقی علمی در تاریخ مهر  و یا کمی از هر کدام است؟

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

    ارسال شده توسط عمادالدین شیخ الحکمایی در تاريخ شنبه 28 شهريور 1388 ساعت 5:27 بعدازظهر (تعداد نظرات : ۲)

    نحوست تربيع

    اعتقاد به نحوست تربيع و تاثير آن بر آثار هنري را در وبلاگ زير ببينيد!

    http://kazerounieh-1.blogfa.com/post-43.aspx

    ارسال شده توسط عمادالدین شیخ الحکمایی در تاريخ دوشنبه 14 اسفند 1385 ساعت 8:25 قبل‏ازظهر (نظر بدهید)

    مهرم حلال... (نقدي بر کتاب مهرنامه هاي بيرجند)

    نقدي بر كتاب:

     زهرا علي زاده بيرجندي، ابوالفضل مكرمي‌فر، سيده كلثوم كاظمي، محمدرضا سروش، نگرشي بر مهرنامه‌هاي  عصر قاجاريه در بيرجند،

    تهران، سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري،  1385. قطع وزيري، 464 ص. جلد نرم، 6000 تومان.

    در ميان اسناد كهن، فرامين حكومتي، به دلايل بسيار بيش از ديگر انواع سند مورد توجه محققان قرار گرفته است. پس از آن و در حوزه اسناد غير ديواني، عقدنامه‌ها (مهرنامه، نکاح نامه يا قباله ازدواج) به ويژه به دليل خط و گرافيك و صفحه‌آرايي و تزيينات چشم‌نوازشان مورد توجه بوده و مجموعه‌داران به گردآوري اين نوع سند علاقه بيشتري نشان داده‌اند. بي شك مهرنامه‌ها نيز چون ديگر اسناد قضايي داراي اهميت بسيار براي مطالعات تاريخ اجتماعي و اقتصادي و به‌ويژه، مطالعات مربوط به زنان تواند بود.

    اولين نمايشگاه تخصصي قباله‌هاي ازدواج را موزه نگارستان در سال 1353ش برگزار كرد و همزمان كاتالوگي رنگي از تصاوير و شناسنامه اين اسناد با مقدمه ليلا سودآور و جمشيد بهنام منتشر ساخت. نيز اولين كار جدي در اين زمينه كه بر اساس يكصد مهرنامه برگزيده از سراسر كشور انجام گرفته بود،  در چندشماره مجله ارزشمند هنر و مردم منتشر شد.(حسين طيباتي،« سيري در قباله‌هاي ازدواج،  هنر و مردم، 1353. شماره 66-73 و ش142: 54- 60 و ش 143: 85- 89)

    از آن پس تا كنون نيز چندين مقاله در معرفي عقدنامه‌ها منتشر شده است كه عمدتا به بيان كلياتي در باب اهميت اين اسناد از ديد تاريخ اجتماعي و هنري پرداخته و يا نمونه سندي را معرفي و مورد بررسي قرار داده‌اند:

     

     

    [... ادامه مطلب]

    ارسال شده توسط عمادالدین شیخ الحکمایی در تاريخ دوشنبه 11 دي 1385 ساعت 8:42 قبل‏ازظهر (نظر بدهید)

    نقدي بر "دانشنامه فارس"

    نقدي بر

    دانشنامه آثار تاريخي فارس 

    كورش كمالي سروستاني، دانشنامه آثار تاريخي فارس، شيراز، مؤسسه فرهنگي پژوهشي فارس با همكاري سازمان ميراث فرهنگي، 1384.(پخش خرداد 1385) 464صفحه، قطع وزيري با كاغذ گلاسه و نيم فرم تصاوير رنگي. قيمت 15 هزار تومان.

    جايگاه و اهميت فارس تاريخي در فرهنگ و تمدن ايران، مسلما نيازي به توضيح و يادآوري ندارد. در جغرافياي سياسي كنوني هم، فارس از منظر آثار تاريخي و فرهنگي بيشترين، غني‌ترين و مهمترين آثار را در خود جاي داده است. با اين وصف، ترديدي نيست كه استان فارس نيازمند داشتن دانشنامه‌‌‌اي بزرگ و تخصصي بوده و هست.

    براي جبران اين نقيصه ظاهرا در اوايل دهه هفتاد همت، جناب آقاي كورش كمالي سروستاني "مؤسسه بنياد دانشنامه فارس" به عنوان موسسه‌اي غير دولتي با هدف اصلي تأليف و انتشار "دانشنامه بزرگ فارس" تأسيس شد. پس از گذشت بيش از يك دهه، اكنون يك جلد از اين مجموعه با مشخصات يادشده و با كيفيتي مقبول در چاپ و كاغذ و صحافي و البته با قيمت 15 هزار تومان منتشر شده است. اين اثر حدود 550 مدخل در باب آثار تاريخي فارس(و البته برخي مراكز طبيعي) را در بر مي‌گيرد.

    در مقدمه كتاب، متاسفانه توضيحي در باره خود بنياد، بانيان، هيأت امنا، اهداف و برنامه‌هاي آتي آن نيامده است؛ حتي در مورد روش كار، ادامه فعاليت و يا الگوي احتمالي اثر حاضر سخني بيان نشده است. اما تصريح شده است كه اين اثر "بخشي از دانشنامه فارس است كه در برگيرنده كليه اطلاعات تاريخ، جغرافيا، هنر، مذهب، ادب ... پيرامون فارس است". پس ظاهرا بايد جلدهاي ديگري از اين مجموعه بزرگ در راه باشد.

    [... ادامه مطلب]

    ارسال شده توسط عمادالدین شیخ الحکمایی در تاريخ چهارشنبه 1 شهريور 1385 ساعت 1:50 بعدازظهر (نظر بدهید)

    نقدی بر کتاب مهرهایی از جنس عشق

    نقدی بر کتاب:

    مهرهايي از جنس عشق: نگاهي گرافيكي به مهرهاي دورة قاجار،

    محسن احتشامي، تهران، كتاب خورشيد، 1383.

    قطع: خشتي, شمارگان: 1550، قيمت: 3500 تومان.

     

    موضوع مهر از جمله مباحث شيرين و جذابي است كه هم براي اهل تاريخ و نسخ خطي و اسناد موضوع قابل توجه و مهمي است و هم به خاطر وجود جنبه‏هاي گرافيكي و خط و تزيين مهرها توجه اهل هنر را به خود جلب كرده و مي‏كند.

    كتاب مهرهايي از جنس عشق: نگاهي گرافيكي به مهرهاي دورة قاجار كتابي خوش‏چاپ است و با طرح جلد و كاغذ خوش‏رنگ و قطعي زيبا ارائه شده كه نشان از ذوق مؤلف و ناشر و يا هر دو دارد. كتاب دوزبانه است و تمام مطالب و نوشته‏ها و متن مهرها به زبان انگليسي هم ترجمه شده است. عنوان شاعرانة كتاب(كه البته معنايي بر بخش اول آن مترتب نيست) نشان مي‏دهد كه كتاب حاوي نگاهي گرافيكي است، اما مؤلف محترم تلاش كرده است تا در مقدمه، اشاراتي هم به تاريخ مهر بنمايد و حتي بشارت دهد كه كتابي با عنوان « سير تحول مهرهاي ايراني از ابتدا تا زمان حاضر» را در دست تأليف دارد.

    پس از خبريافتن از انتشار اين كتاب، با اشتياق كامل كتاب را تهيه كردم. اگرچه عادت كرده‏ام تا از نوشته‏ها و كتابهاي دوستان هنرمند (و نه لزوماً پژوهشگر) توقع كار علمي و روشمند را نداشته باشم اما متأسفانه گاه آنقدر ساده‏انگارانه به موضوعي نگاه مي‏شود كه حتي از همان ديدگاه ذوقي و هنري هم داراي ارزش نبوده و حتي گمراه كننده نيز مي‏شود.

    كتاب فاقد فهرست منابع است و از پاورقي‏هاي مقدمة كتاب برمي‏آيد كه از بسياري از مقالات و كتب چاپ شده (حتي به زبان فارسي) هم كه اختصاصا به موضوع مهر و حتي مهرهاي دورة قاجار مربوط مي‏شده، استفاده نشده است. ارجاع به منابع مربوط به مهرهاي اين دوره، منحصر به چهار مقاله است كه آن‏هم بدون ذكر نام نويسنده و نام مقاله ياد شده است. بديهي است آنگاه كه ديوار پژوهشي بر اين شالوده استوار باشد، جز  كژي و كاستي نتيجه‏اي نخواهد داشت.

    مؤلف محترم كتاب را به بخشهاي ذيل تقسيم كرده است:

    بخش اول: گذري و نظري

    بخش دوم: مهرهاي نوشتاري

    گروه اول، مهرهاي با كيفيت بالا از نظر خوشنويسي، تركيبات و تزيينات و مرتبت اجتماعي دارندگان (تقسيم مهرها بر اساس كيفيت و ارزش هنري)

    گروه دوم، مهرهاي مشابه گروه اول كه مهر دوم دارندگانشان محسوب مي‏شوند.(اين موضوع بدون استناد علمي مطرح شده و اگر درست باشد، مي‏توان آن را تقسيم‏بندي بر اساس ارزش كاربردي مهرها دانست و البته در اكثر موارد جزو دستة اول قرار مي‏گيرند.)

    گروه سوم، مهرهاي افراد معمولي(تقسيم بندي بر اساس شغل و شخصيت افراد؟)

    گروه چهارم، مهرهاي خوش‏ساخت روحانيان ( تقسيم بر اساس ارزش هنري و يك شغل. البته معلوم نيست تعلق اين مهرها به روحانيان را در كجا نشان داده‏اند. و روشن نشده است كه تفاوت اين گروه با گروه اول در چيست؟)

    گروه پنجم، مهرهاي مشاغل معتبر كه به شكلي وابسته به سيستم حكومتي بوده‏اند. (لابد در اين مورد هم مثل موارد پيش بايد به دانسته‏هاي بيان نشدة مؤلف اعتماد كرد. باز هم تقسيم بندي بر اساس شغل كه دقيقا  همان گروه اول است.)

    گروه ششم، مهرهايي كه در آنها نام علي به كار رفته است.(تقسيم بندي بر اساس يك نام كه البته مي تواند با همة گروههاي پيشين وجه مشترك داشته باشد. )

    گروه هفتم، مهرهايي كه در آنها پيشوند عبد به كار رفته است. (توضيح مؤ،لف محترم در صفحة 127 نشان مي‏دهد كه متأسفانه مفهوم درست اين كاربرد را درنيافته‏اند. علاوه بر آن كه با بقية گروهها هم مي‏تواند وجه اشتراك داشته باشد چنان كه در اكثر مهرهاي گروه چهارم هم «العبد» و «عبده» ديده مي‏شود. علاوه بر اين، ايشان كاربرد واژة عبد را با بخش اول دسته‏اي از نامها چون عبدالكريم و عبدالحسين و غلام‏علي يكي دانسته و نمونه‏هايي از هر دو را در اين بخش آورده‏اند)

    بخش دوم كتاب نيز با عنوان مهرهاي تصويري ذكر شده است اما در واقع چون غير از يكي‏دو مورد از مهرهاي اين بخش، همه داراي نوشته نيز هستند نمي‏توان آنها را در مقابل بخش اول قرار داد و در واقع زيرمجموعة آن به حساب مي‏آيد.

    بديهي است اولين شرط يك برخورد علمي با يك موضوع و يا يك مجموعة پراكنده، توانايي طبقه‏بندي آن مجموعه است. چنانكه ديده مي‏شود تقسيم‏بندي انجام گرفته بسيار غيرعلمي و بدون رعايت اصول منطقي است.

    با توجه به اهميت موضوع شكل و اندازة مهر در هر دوره، و چاپ مهرها در اندازه‏‏اي درشتتر از اصل، لازم بود تا اندازة دقيق مهرها نيز ذكر شود.

    ذكر دقيق شمارة اسناد مورد استفاده (حتي از مجموعة خصوصي) و يا نمونه‏هايي كه مؤلف محترم به صورت اتفاقي با آن برخورد كرده و يا كسي در اختيارشان نهاده است، از اولين شرايط انجام يك كار پژوهشي مستند است. اما اشاره به اين موضوع تنها به صورت جملاتي مبهم در مقدمة كتاب آمده است.(ص8). در بارة نام مشخصات صاحبان مهرها  نيز هيچ سخني به ميان نيامده است. افزودن چنين توضيحاتي با توجه به آن‏كه ايشان ظاهرا اصل اسناد را در اختيار داشته و تعداد قابل توجهي از صاحبان مهرها نيز از خاندان مؤلف مهترم بوده‏اند، مي‏توانست بر ارزش تاريخي كتاب بيفزايد و طبقه‏بندي مؤلف بر اساس شخصيت و موقعيت دارندگان مهر را مستند سازد.

    در بازنويسي متن مهرها نيز به صورت يكدست عمل نشده و در برخي موارد به تاريخ و جملات لاتين مهرها بازخواني نشده است.

    گذشته از اين كليات كه متأسفانه كتاب را به‏كلي از اعتبار علمي ‏انداخته است، تنها ارزش كتاب مي‏توانست در ارائة نمونه‏هايي واضح و روشن از برخي مهرهاي اين دوره باشد تا دست كم، علاقمندان به اين موضوع بتوانند با شيوة خواندن مهر آشنا شوند و اصولي را در اين باب بياموزند. در هيچ جاي كتاب متأسفانه به اين موضوع (اصول مهر خواني) پرداخته نشده است و در متنهاي بازخواني شده نيز اشتباهات فراواني وجود دارد كه به هيچ وجه براي كسي كه مدعي ممارست چندده‏ساله با موضوع مهرهاست، قابل بخشش نيست. برخي از اين اغلاط علاوه بر بي‏دقتي، به ناآشنايي مؤلف با وزن شعر فارسي، كاربرد آيات قرآن و جملات دعايي و نيز سجعهاي رايج در اين دوره، و حتي به ناآشنايي مؤلف هنرمند با چگونگي نگارش خط نستعليق و شيوة طغرا نيز باز مي‏گردد. به عنوان نمونه، تعدادي از اين موارد در اين يادداشت آورده مي‏شود.

    بي توجهي به وزن شعر فارسي در سجع مهرها:

    قرائت نادرست                                                             درست                                              شمارة صفحه

    گوهر يگانة درياي خسروي بهمن                     يگانه‏گوهر درياي خسروي، بهمن                         28

    مخزن در دري، خانلر شه عباس بود                 دري ز مخزن عباس شه بود خانلر                       28

    ز برج خسروي شد نام عزالدوله چون خورشيد /ز برج خسروي خورشيد عزالدوله شد تابان         31

    گوهر فراوان درياي شاهي، حشمت‏الدوله           فروزان گوهر درياي شاهي حشمت‏الدوله              32

    گوهر درياي خسروي، سلطان‏مراد                   سلطان مراد، گوهر درياي خسروي                      39

    برج شاهي انوشيروان                                     مه برج شاهي، انوشيروان                                    40      

    بد دين و نام مسلم ولاي «صحرايي»                بدين دو نام مسلم ولاي «صحرايي»                     115

    عدم آشنايي با آيات قرآن و نوع كاربرد آنها در مهرهاي اين دوره:

    اللهم طوبي و حسن و مآب                               طوبي لهم و حسن مآب                                       45

    قال ابي عبدالله                                                 قال اني عبدالله                                                     90

    و رفعنا مكانا                                                   و رفعناه مكانا عليا                                               91

    نا آشنايي با سجع‏هاي رايج در اين دوره:

    الله علي المتوكل الملك الغني ...                          المتوكل علي الله الملك الغني ...                              13

    الراجي مسرورالله                                            الراجي الي الله، مسرور                                        38

    يا الله الرحيم، الغني عبدالواثق ابن عبدالكريم        الواثق بالله الرحيم الغني، عبدالكريم بن عبدالغني      78

    يا الله احمد الغني الواثق بن احمد بن جواد            الواثق بالله الغني، احمدبن جوادبن احمد                  88

    يا الله الواثق محمد الموسوي                             الواثق بالله، محمد رسول الله                                  80

    و القاهر انه الغني                                             واثقا بربه الغني                                                   91

    مجتبي محمد علي                                           رب نجني بمحمد و علي                                       118

    ناآشنايي با قاعدة نوشتن نام پدر و پسر:

    باقربن مهدي                                                  مهدي بن باقر                                                     68      

    مصطفي ابن محمدعلي                                     ابن مصطفي،  محمدعلي                                       90

    ابوطالب بن محمدتقي                                      ابن ابوطالب، محمدتقي                                         91

    باقربن مهدي                                                  مهدي بن باقر                                                     68

     احمد ابن حسن الحسيني                                 ابن احمد، حسين الحسيني                                    92

    ناتواني در قرائت طغرا و برخي غلط‏خواني‏هاي ديگر:

    شاهزاده حسين                                              شاهزاده حاجيه                                                  38

    شاهزاده بن ؟                                                 شاهزاده بزرگ                                                   45

    الراجي الله مراد                                               الراجي الي الله، مراد                                             45

    مشيرالدوله                                                    مبشرالدوله                                                        46

    عبده يا سلطان                                                عبده سلطان بايزيد                                             140

    معاون الاماليه                                                 معاون الاياله                                                       101

    عبده حسني                                                   عبده يحيي                                                         130

    منظور حمد علي                                              علي، منظور احمد                                                117

    رضا                                                             حيات                                                                170

    منتشرشده در: آینه میراث, سال سوم, شماره سوم و چهارم, پاییز و زمستان 1348(شماره پیاپی 30-31).

    صص 256-262.

    ارسال شده توسط عمادالدین شیخ الحکمایی در تاريخ سه شنبه 9 خرداد 1385 ساعت 12:39 بعدازظهر (نظر بدهید)

    نقدی بر یک مقاله

    نقدی بر مقاله:

    "بازخوانی سندی از عهد زندیه(علی مرادخان زند در مسیر تاج و تخت, 1195ق.). گنجینه اسناد. سال پانزدهم. دفتر سوم. پاییز1384. شماره 59. صص 5-10.(چاپ بهار 1385)

    چندی پیش بر نوشته دیگری از مولف محترم این مقاله[1] نقدی مشفقانه نوشتم و معایب بسیار کارشان را یادآور شدم. پس از حرفچینی و صفحه آرایی, به پیشنهاد سردبیر محترم مجله گنجینه اسناد از چاپ آن منصرف شدم به امید آنکه موجب دقت بیشتر نویسنده محترم در کار با اسناد شود. اما متأسفانه در آخرین شماره آن مجله (ش59) ظاهرا به جای آن نقد, مقاله دیگری از ایشان منتشر شده است که .... . به همین دلیل نه به عنوان نقدی تمام عیار, بلکه تنها برای بیان سرانگشتی ایرادات بسیار آن نوشته نکاتی را اشاره می کنم و می گذرم:

    1.               نویسنده محترم مقاله به رغم اشاره به آنکه "این سند از نظر مباحث سندشناسی دارای اهمیت است" و "قصد نگارنده به طور کلی و در درجه اول متن خوانی یکی از اسناد دوره زندیه در قالب مباحث سندشناسی است" نهایتا به هیچ بحث سندشناسی نپرداخته و کار خود را تنها معطوف به بازخوانی سند کرده است.

    2.               در معرفی ساده سند هم راه درست پیموده نشده و علاوه بر شماره ندادن به سطرهای سند, به اندازه سند, نوع خط, تعداد سطر, پشت سند و ... نیز نپرداخته اند. برای اشاره به منشأ سند نیز, نه در جای خود, بلکه در پاورقی شماره 10 این جملات مشوش نوشته شده است. «ر.ک:(!؟) سند بازخوانی شده که حکم و رقمی(!؟) است در 3-4 (!؟) برگ یا صفحه(!؟) که در زمره اسناد زندیه و با کد 19001/142, جزو اسناد دستی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران طبقه بندی و حفظ و نگهداری می شده است(!؟). گفتنی است که این جانب این سند را سالها قبل(!؟) دیده و کپی تهیه نمودم ولی مشغله های کاری و پژوهشی این فرصت را از من ربود تا به بازخوانی این سند بپردازم» نویسنده مقاله با این حال سند را "نویافته" خوانده و اشاره ای نیز به انتشار تصویر این سند پیش از خود نکرده اند[2]

    3.               متن بازخوانی شده در موارد بسیار دچار غلط خوانی های فاحش و غیر قابل توجیهی است که نشان از بیگانگی جنابشان با ادبیات سندنویسی و دانش سندشناسی دارد. تنها به عنوان نمونه 20 مورد ذکر می شود:

    نادرست                                                                 درست               

    نهامت و بسالت انتباه, عقدت و ارادت,             شهامت و بسالت انتباه عقیدت و ارادت]آگاه[

    وقود نقطه ت                                            وفود تفقدات

    فتحتان غیبی                                            فیوضات غیبی

    ابنای دولت دوران عقدت                             امنای دولت دوران عبرت

    بارداشت                                                 باز و دست

    لوث عدوگدازی]گذاری] در یک وقار       توسن عدو گدازی در تک و تاز

    دریافت نصرت آیات                                  رایات نصرت آیات

    به سمت کارش                                          به سمت فارس

    بر عوض جمعی او غازیان                          برین موجب جمعی از غازیان

    بهادران ظفرهمعان                                    بهادران ظفرهمعنان

    فرموده ایم, فرماید غازیان                          فرموده ایم, می باید غازیان

    از قرار حکم علاوه بازیافت داریم. ...          از قرار حکم علیحده بازیافت و تسلیم

    با کلیه گی تمام غازیان را معسکر               با کله کجی تمام غازیان را به معسکر

    هرچه دارند باشد                                      هرچه لازم باشد

    با عمد ایشان                                            یا غیر ایشان

    از مصدر عرف شأن                                 از مصدر عزت نشان

    فرماید به نحوی                                        می باید نحوی

    از قشون بوده اگر که                                 از قشون کوهکیلویه

    مشخص و یاسان دهید                               مشخص و به ایشان دهید

    از مصدر جاه و جلال عز اخذ فرماید            از مصدر جاه و جلال اصدار یابد

    قدغن دارند همراه                                      قدغن لازم شمرده

    4.               برای برخی کلمات درست توضیحات نادرست آورده شده است مانند: معنی کردن یک جزء از کلمات مرکب چون همعان به جای ظفر همعنان, عقدت به جای عقیدت آگاه, تبدیل عدوگدازی به عدو گذاری یا  سعادت یاب به سعادت ماب و ... استفاده نابجا از ویرگول, جداکردن "به" در جملات عربی, کاربرد نابجای کروشه و دیگر مشکلات ویرایشی ...

    5.               هیچ تلاشی برای  شناسایی موارد مشابه و نمونه های دیگر اسناد همعصر نشده است و در عین حال از اهمیت و یگانگی این سند سخن رفته است. به استحضار ایشان می رسانم دست کم در کتاب  جناب شهرستانی منتشرشده توسط سازمان اسناد(ص 59) و هم در مجله پژوهش تاریخ معاصر ایران(شماره 25. ص 325) دو نمونه از اسناد علی مرادخان زند منتشر شده است و البته دارای مهرهایی واضح و روشن اند و اگر حضرتشان آن نمونه ها را می شناختند هیچ نیازی به توضیح و توجیه مشکلات خواندن و احتمالات قرائت مهر نمی بود.  سندی دیگر از او نیز در یکصد و پنجاه سند تاریخی قایم مقامی آمده است(تهران, 1348.ص 150)

    6.               بدیهی است وقتی نویسنده ای خط میخی نداند و مقاله ای در قرائت کتیبه ای میخی بنویسد نتیجه جز سعی باطل نخواهد بود. حضرتشان در توضیح بخش سیاق سند نوشته اند:

    « سعی وافی شد که ارقام سیاقه متن به درستی خوانده شوند. این امر هم صورت پذیرفت. منتهی در برخی جاها که اعداد جزءجزء می شوند. صورت مسئله نقد و جنس بودن عدد و یا نفربودن ارقام از سوی کاتب سند مشخص و رعایت نشده. این امکان هم احساس می شود برخی مشخصه های سیاقه به دور از اصول و ضوابط این علم و با سلیقه و درکی که وجود داشته اعمال شده باشد. بنده همه راه های ممکن علم سیاق را به کار بستم تا بدین مطلبی که عرض کردم اذعان یافته ام. با این وصف 80-85 درصد ارقام این سند بیانگر نفر و تعداد غازیان است که به درستی بازخوانی شده اند. اما در مواردی اندک به نظر می آید برآورد خرج افواج هم مد نظر بوده که خیلی صورت مسئله آنها مشخص و اصولی نیست(سه نفر ممکن است سه قران هم باشد...) علامت ت داخل قلاب را فرض بر تومان گرفته ام. به هر حال بحث بسیار فنی و خارج از حوصله عزیزان, از این رو خیلی مصدع نمیشوم.»

    اما لازم به یادآوری است که خطوط و اعداد نوشته شده به سیاق نه تنها درست و اصولی اند بلکه بسیار واضح و روشن اند. بدیهی است وقتی در تمام متن کلمه "خان" را "50 "و "80 تومان" بخوانیم  و در حالی که حتی یک مورد از کلمات "تومان" و "خروار" و "دینار" سخنی به میان نیامده است 17 بار در برابر انچه عدد پنداشته ایم از این کلمات استفاده کنیم لازم می آید چنین توجیهات بی اساسی را هم بیاوریم.

    امیدوارم نه تنها علاقمندان به مباحث سندشناسی, بلکه مجلات حوزه سندپژوهی هم در انتشار اینگونه مقالات دقت بیشتری به خرج دهند و اگر چنین نشد- که گاه گریزی از آن نیست - شجاعانه نقد مقاله را نیز منتشر فرمایند.



    [1] . محسن روستایی"بازخوانی فرمانی منحصر به فرد از عهد قاجاریه(1239ق)". گنجینه اسناد. سال چهاردهم. دفتر سوم. پاییز 1383. شماره 55. صص 16-26

    [2] . فدایی عراقی, غلامرضا. مقدمه ای بر شناخت اسناد آرشیوی. سازمان سمت. 1377.  ص48-51.

     

     

     

    ارسال شده توسط عمادالدین شیخ الحکمایی در تاريخ دوشنبه 1 خرداد 1385 ساعت 10:23 قبل‏ازظهر (نظر بدهید)

    bonchaq.kateban.com -- copyright: 2006 - 2007 © -- Powered by kateban.com